ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

183

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

و بر آنها خراج وضع نمود . عمال و مأموران دولت محمود ستم به آنها روا داشتند و دست باموال و اولاد آنان دراز كردند . پس در اثر چنان سلوكى بيشتر از دو هزار نفر از مردانشان از آنها جدا شدند و بكرمان و از آنجا به اصفهان رفتند و ميان آنها علاء - الدوله بن كاكويه . چنان كه بيان كرديم ، جنگى رويداد و سپس از اصفهان بآذربايجان كوچيدند و اينها گروه ارسلان بودند . و اما فرزندان برادرانش ، على تكين حكمران بخارا با اعمال فريبكارى و مكر به منظور پيروزى بر آنها عمل كرد . پيكى نزد يوسف بن موسى بن سلجوق ، پسر عم طغرل‌بيك محمد و چغرى بيك داود ، روانه كرد و او را بدهش و بخشش خويش نويد داد و در استمالت و جلب خاطرش بس بكوشيد و از وى خواست نزد او برود . يوسف خواست او را پذيرفت . و على تكين تقدم و پيشوائى را بر تركان مقيم در ولايت خود را بوى تفويض كرد ، و اقطاعات بسيار بوى بخشيد و او را ملقب به امير اينانج بيغو كرد . انگيزهء على تكين در كارى كه دربارهء يوسف بن موسى كرد اين بود كه به استعانت او و عشيره و اصحاب او بر طغرل‌بيك و داود فرزندان عم يوسف ، چيره گردد . و وحدت و اتفاق آنها را بهم ريخته و متشتت كرده ، بعضى را بدست بعضى ديگر بكوبد . آنها مقصودش را دريافته و يوسف به آنچه كه على تكين ميخواست گردن ننهاد و چون وى ملاحظه نمود كه فريبكارى او در يوسف كارگر نيفتاده و به مقصود نرسيده است امر بكشتن او كرد . يوسف كشته شد و كسى كه مباشر كشتن او بود اميرى از امراى على تكين بود كه نامش آلب قرا بود . همين كه او كشته شد اين كار را از نظر طغرل‌بيك و برادرش داود بزرگ و گران آمد ، و تمام عشاير خويش را گرد آوردند و لباس ماتم در بر كردند و از تركان آنقدر جمع آوردند كه گرد آوردنشان امكان‌پذير بود و بكين خواهى يوسف شوريدند . على تكين نيز لشكريان خود را گرد آورد و رو به آنها سوق داد . سپاه على تكين منهزم گرديد سلطان آلب ارسلان بن داود اول محرم سال چهار صد و بيست پيش از اين جنگ به دنيا آمد ، قدمش را متبرك و چهره‌اش را خجسته و ميمون دانستند . درباره مولد او روايت